رضا قليخان هدايت
93
مجمع الفصحاء ( فارسي )
473 كاتبى ترشيزى نامش محمد بن عبد اللّه و از شعراى زمان امير تيمور و از مريدان سيد نسيمى شيرازى مشهور مثنوى ذوبحرين و ذو قافيتين موسوم به مجمع البحرين و مثنوى محب و محبوب از اوست و در زمان خود به اخلاق حميده معروف و به صفت عزلت و انزوا موصوف در مناقب اشعار و قصايد بسيار دارد و در سنهء 838 در استرآباد درگذشته از قصايد و غزليات و مثنوياتش قدرى نوشته شد : ما كاروانىايم و جهان كاروانسرا * در كاروانسرا نكند كاروان سرا * * * اى راسترو قضا به كمان تو چون خدنگ * برابرش تو چتر مرصع دم پلنگ * * * مرغابيان جوهر درياى تيغ تو * هريك به روز معركه صياد صد نهنگ * * * هيچكس يك سر مو از دهنت آگه نيست * دم از آنجا نتوان زد كه سخن را ره نيست * * * چو خير و شر نه به دست من است يك سر مو * اگر ثواب ندارم مرا گناهى نيست * * * دلا جان باختن دعوى مكن چندانكه يار آيد * شود معلوم كار هركسى چون وقت كار آيد * * * ز چشم اهل نظر كسب كن حيات ابد * كه آب خضر درين جويبار مىگذرد * * * پى درد تو مهمانخانهاى ساخت * چو برهم زد قضا آب و گل من * * * پس از هلاك چو هر ذرهام فتد جايى * بود به مهر تو هر ذره را تماشايى * * *